چندين سال پيش ( شايد سال 1364 و من دبستاني بودم ) با پسر خاله ام قرار بود برويم استخر.آنوقت ها پارك نياوران دو استخر روباز داشت يكي كوچك و يكي بزرگ. پياده مي رفتيم تا آنجا راهي نبود.آن روز سر راه رفتيم دنبال دوست پسرخاله ام تا او هم همراه ما بيايد و او يك كاست از خانه آورد و به ما داد و گفت اين آخرين آلبوم مايكل جكسونه!
من به پسر خاله ام گفتم : مايكل جكسون ديگه كيه؟ و آن دو با تعجب پرسيدند كه واقعاً او را نمي شناسي؟!
از آن روز دو چيز يادم مانده بود، يكي استخري كه آب بسيار سردي داشت طوري كه مجبور شدم تمام مدت در آفتاب، كنار استخر بنشينم و از سرما بلرزم و ديگر آنكه آن روز مبدا آشنايي من با مايكل جكسون بود.به راستي او پادشاه هنر موسيقي پاپ و رقص است.يك پديده ي منحصر به فرد.

حالا چرا اين خاطره يادم آمد؟، ديروز رفته بودم تا چند فيلم مورد نظرم را بخرم، همانجا به فروشنده گفتم كه تمام آلبوم هاي مايكل جكسون را برايم رايت كند.ديشب مدت زيادي به آن گوش كردم و لذت بردم و خاطرات گذشته يادم آمد.مايكل از معدود كساني است كه دلم مي خواهد با ا و يك عكس يادگاري داشته باشم.
