تبليغاتX
بيگانه

در كنترلي
جمعه هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 18:15

در كنترلي

بهنام رفت تا ماشين را از پاركينگ خارج كند، من هم رفتم تا در محوطه را برايش باز كنم تا ماشين خارج شود.

بهنام گفت : كجا داري مي ري؟

گفتم : دارم مي رم درو باز كنم.

-         بيا بشين، در اتوماتيكه.

-         جدي! كي كنترليش كردين؟

داخل ماشين نشستم، بهنام ماشين را سر و ته كرد و وارد محوطه ساختمان شد.

گفتم : كو اين كنترل كه گفتي؟

بهنام سرش را از پنجره ماشين بيرون كرد و داد زد : مش رحیم بجنب درو باز كن.

پرسيدم : مش رحیم ديگه كيه؟

-         سرايدار ساختمونه ديگه.

-         عجب، پس كنترلي كه مي گفتي اينه!

بهنام دوباره داد زد : مش رحيم ، بجنب ديگه!

مش رحيم از اتاقش بيرون آمد و گفت : شرمنده، درو براي شما باز نمي كنم، خودت بايد اينكارو بكني.

بهنام عصباني شد و گفت : چرا ؟

مش رحيم چهره حق به جانبي گرفت و گفت : هيئت مديره گفته، دو ماهه شارژ ساختمونو ندادي، گفتن هيچ كاري واسش نكن.

بهنام گفت : هيئت مديره غلط كرده با تو.

بعد در حالي كه ترمز دستي را رها مي كرد، نگاهي به من انداخت و گفت : شرمنده، فكر كنم از همون اول بايد بي خيال در كنترلي مي شدم، ميشه .....

 در حالي كه پياده مي شدم گفتم : خيلي پررويي!

نوشته شده توسط بیگانه | موضوع: | لینک ثابت |