مکاتب ادبی (2)
سورئالیسم
(Surrealisme)
پس از آنکه دادائیسم با وضع بسیار بدی از میان رفت، گردانندگان آن در سال 1921 به دور ((آندره برتون)) که خود نیز زمانی از دادائیست ها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند.جست و جوی دقیق و علمی واقعیت برتر جایگزین فضاحت و عصیان بی رویه شد و مکتب سورئالیسم به طور رسمی در سال 1922 تشکیل شد.
ظهور سورئالیسم زمانی بود که نظریه های فروید، روانشناس اتریشی درباره ضمیر پنهان و رویا و واپس زدگی، افکار کنجکاور را به خود مشغول کرده بود.
((آندره برتون و لوئی آرگون)) که هر دو پزشک امراض روانی بودند از تحقیق های فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت ضمیر پنهان بنا نهادند.
اصول سورئالیسم :
((سورئایسم مشکل پر توقعی است که فقط عضویت دربست و پیروی کامل را می پذیرد.))
1- فلسفه علمی : که همان روانکاوی فروید است.
2- فلسفه اخلاقی : که با هرگونه قرارداد مخالف است.
3- فلسفه اچتماعی : که می خواهد با ایجاد انقلاب سورئالیستی بشریت را آزاد کند.
شعر در سورئالیسم مرتبه ویژه ای دارد و پیروان اسن مکتب کوشیده اند که جهان بینی خود را از طریق شعر، تبیین و تشریح کنند و انقلاب خود را بدین وسیله جامه عمل بپوشانند. در واقع شعر را ، رکن اساس زندگی می دانند زیرا عقیده دارند که شعر باید و می تواند مشکل زندگی را حل کند.
اما باید توجه داشت که هدف سورئالیسم از مرز هنر و ادبیات فراتر است.زیرا می خواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد و روش کهن را دور بریزد و بر هوش و خرد پشت پا بزند و در طلب نیروهای پنهان و دست نخورده وجود آدمی بر می آید تا امواج سیل آسای دورنی، آدمی را به سوی افق های روشن و گشاده رهبری کند.
منبع : iketab
