تبليغاتX
بيگانه

کامو 10 – جوانی
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 ساعت 21:2

کامو 10 – جوانی

 

گذشته کامو بر خلاف اکثر چهره های شاخص ادبی فرانسه در آن زمان ( که اکثراً محصول مدارس عالیه پاریس بودند) به هیچ وجه روشنفکرانه نیست! در خانواده اثری از کتاب یا مجله نبودو مادربزرگ سینته با مشتی آهنین بر آنها حکومت می کرد و مصر بود که آلبر و برادرش حداقل زمان را در مدرسه بگذرانند و بعد از آن بیرون از خانه کار کنند.شاید تنها بخاطر اصرار و پافشاری لوئی ژرمن، معلم مدرسه ابتدایی بود که آلبر کامو، نویسنده مشهور، از چنگال گمنامی رهایی یافت.

 

از همان وقت فوتبال هم بود.کامو بعدها در رمان ((سقوط))(1956) می گوید تنها جایی که او در آن احساس خوشبختی و آرامش می کرد، تئاتر یا استادیوم فوتبال بود.کامو در سن جوانی از سال 30-1928 دروازه بان تیم یونیورسیته الجزایر بود و بی شک، این دوران در تمام طول زندگی او به عنوان عصری رویایی باقی ماند.او بعدها می گوید که تمام درک او از اخلاقیات، روی زمین فوتبال شکل گرفت.

اما ماجرایی در سال 1930باعث شد که او از آن پس فقط یک تماشاچی فوتبال باشد.

کامو خون سرفه کرد و اولین آثار سل در او تشخیص داده شد و بدن کامو این بیماری را تا پایان عمر مانند اندوهی خصوصی به همراه داشت.

 

بی شک این واقعه بر تاکید اکثر آثار او راجع مرگ و فناپذیری تاثیری اصیل داشته است.در کنار یادآوری مکرر مسئله مرگ، در گوشه و کنار آثار آثار کامو، رمان ((طاعون))(1947)را می توان به منزله غسل تعمیدی انحصاری با آتش تلقی کرد: سفر استعاری کامو در دستگاه تنفسی خودش.

نوشته شده توسط بیگانه | موضوع: | لینک ثابت |