ناخوداگاه انگشتانم بر کلیدهای پیانو جاری می شوند و موسیقی تو در انتهای شب نواخته می شود.تمام موسیقی تو تکرار یک قطعه است که با فا شروع می شود و با می ....
دلم می خواهد به صدای موسیقی تو گوش دهم، شاید او به جای تو با من حرف بزند............
مثل آن نی که وقتی چوپان در آن دمید به جای آنکه ساز نواخته شود، نی شروع به سخن گفتن کرد و ماجراهای خودش را برای چوپان بازگو کرد.
"بشنو از نی که حکایت می کند از جدایی شکایت می کند"
در تاریکی اتاق به دنبال ساعتم می گردم، آنجا روی تلویزیون است، به آنگاه نگاه می کنم. ساعت 5 صبح است.همان ساعتی که آفتاب آهسته آهسته طلوع می کند. همان ساعتی که اجدادیان من به افتخار طلوع آفتاب و پایان تاریکی هر روز بر طبل ها و دهل های خود می کوبیدند. "سحوری"
My fingers are beating on the piano keys suddenly and your melody starts to play on my deep night. All of your melody is a part that starts with FA and continues with ME.
I like listen to your melody, maybe it say something of you!
Same that cane, when the shepherd started to blow into it, the cane started to talk instead melody.
“Listen to cane that it is talking about his story
It is complaining of love separation”
I am searching for my watch in my dark room; finally I find it on the TV. I look at the watch, OH! Its
