اولین خانواده های ((پاسیاه)) کشاورزان دوست داشتنی و طبقه ی کارگر محبوب کامو و رمانهایش هستند (کامو همواره در آثارش مصّر بود تاکید کند که آنها استعمارگر نبودند.) بعدها خانواده ی او مشقت های این پیش قراولان سال چهل و هشت را همراه با کینه ی خاموش عربها یعنی ساکنین اصلی این سرزمین، به ارث بردند...
]برای مهاجرین جاده ای تدارک دیده نشده بود، زنان و کودکان انباشته بر گاری های نظامی و مردان پای پیاده راه خود را بطور غریزی از میان دشت و زیر نگاه دشمنانه گروهی از اعراب که از دور آنان را نظاره می کردند، می گشودند.[
به دلیل هجوم وبا و مالاریا، آفتاب زدگی و هجوم وحشیانه قبایل بومی، دو سوم
مهاجران مردند...پیش از آنکه حتی برای یک بار بیل و خیش خود را به دست گیرند.
اصطلاح (( pied noir- پاسیاه)) پیش از آغاز جنگ جهانی اول به آن دسته از سربازان پیاده نظام الجزایر گفته می شد که روی کفشهای سیاهشان پاپیچ های سفید می بستند.در دهه 1930 این اصطلاح دوباره رواج پیدا کرد تا اینکه در سال 1955 برای نامیدن جمعیت الجزایری تبار فرانسه که طی جنگ های استقلال، الجزایر را ترک گفته بودند، دوباره زنده شد.