زیباشناسی واقعه عاشورا
معاویه ر اواخر ماه رجب سال 60 هجری در حالی درگذشت که در بستر مرگ به شدت می لرزید و می گفت: ((نفرین بر تو ای روزگار که چهل سال بر تو پادشاهی کردم و حال و روزم با تو چنین است))
فاصله ی مرگ معاویه تا انقلاب عاشورا شش ماه است.
هر چند که معاویه به فرزندش یزید در رابطه با رفتار با حسین ین علی (ع) و مردم مدینه توصیه کرده بود اما یزید از همان ابتدا سعی کرد مخالفین حکومتش را به بیعت وادار کند.
چنانچه بلافاصله پس از مرگ معاویه به حکم مدینه ولید بن عتبه نامه ای فرستاد و از او خواست یا از امام حسین (ع)، عبدا... بن عمر، عبدا... زبیر بیعت بگیرد یا سر بریده آنها ا برایش بفرستد.
یزید زیرکی پدر را نداشت و تعجیل او در این امر به این سبب بود که او می دانست در صورتی که خیر مرگ معاویه به مدینه برسد دیگر بیعت گرفتن از مخالفان حکومت اموی کار آسانی نخواهد بود. اما غافل از آنکه قضای الهی د پس آن واقعه عاشورا را رقم خواهد زد.انقلابی جاوید که فاسقان و حکومت فاسقان را به نبرد می طلبد.
هنگامی که نامه یزید به دست ولید حاکم مدینه رسید (( یک نامه خبر مرگ معاویه و نامه دیگر در راطه با بیعت بود)) ولید امام را به خانه اش هراخواند و از او خواست بیعت با یزید را بپذیرد.اما امام به صراحت اعلام کرد که بیعت را نمی پذیرد.چرا که یزید فردی فاسق و آشکار کننده حرمت شکنی است.
امام حسین (ع) می دانست که یزید بغض و کینه خاندان پیامبر (ص) را به دل دارد و می خواهد به این طریق دین و رسالت او را از بین ببرد.امام حسین (ع) حکومت را سزاوار خود و خود را متعهد به حفظ رسالت رسول می داند.
هر جند که مروان بن حکم به ولید حاکم مدینه گفت که امام را دستگیر و زندانی کند تا بیعت را بپذیرد و یا او را به شهادت برساند زیرا این آخرین فرصت است و دیگر دسترسی به ایشان آسان نخواهد بود اما ولید نپذیرفت و به همین خاطر از منصب خود برکنار شد.
در این میان شخصی چون عبدا... زبیر هم با یزید بیعت نکرد.اما او چون امام حسین (ع) دغدغه رسالت پیامبر و دین خدا را نداشت.بلکه دل مشغولی او قدرت طلبی و جاه طلبی او بود.او بیعت نکردنش را نوعی زیرکی سیاسی می دانست اما تاریخ نشان داد که کدام طریقت جاوید خواهد ماند و کدامین نابود.
عبدا... ین عمر نیز خود را کنار کشید و به عزلت و عبادت روی آورد.
امام حسین که مدینه را پایگاه مناسبی برای مقاومت در برابر حکومت فاسق یزید نمی بیند راهی مکه می شود. او در این عزیمت از راه اصلی می رود نه چون عبدا... ین زبیر از راه های فرعی!
امام به قضای الهی واقف است و رسالت خویش را در این برهه زمانی به خوبی می شناسد.
در این زمان است که نهضت کوفه شکل می گیرد.کوفیان که خود را شیعه علی می پنداشتند و در بسیاری از جنگها در کنار امام علی (ع) جنگیده بودند حالا با نوشتن طوماری خواستار یاری رساندن به فرزند او بودند.اما جای تعجب است که وضعیت سیاسی و اچتماعی تا چه حد تحت تاثیر حکومت فاسقان است که همین ها بعد یا به سپاه عبدا... ین زیاد می پیوندند و یا به گوشه ی عزلت می نشینند.
در این زمان امام حسین (ع) در جواب ابراز نگرانی اطرافیان که سعی داشتند ایشان را از طریقی که در پیش گرفته اند باز دارند تا جانشان محفوظ باشد می فرمایند: من می خواهم به قتلگاهم بروم.
امام چیزی می بیند که دیگران نمی بینند.امام می داند که اگر در کنار صحنه جان او توسط حکومت فاسق گرفته شود آن تاثیری که ضامن حفظ رسالت و دین خدا و رسول است را نخواهد داشت.همچنانکه خود امام به آیه ای از قرآن اشاره می کند که فرعونیان جان پیامبران را در یک شب گرفت و آنان را به فراموشی سپرد.
امام حسین (ع) نهضت خود را پیروز می دانست چه بر یزید غلبه کند و چه در این راه به شهادت برسد.چرا که ه فرموده خود ایشان : (( هر چه قضای خدا باشد، چون مراد و مقصود پیروی از حق بوده و ما هم بر اساس تقوی حرکت کرده ایم و از حقیقت منحرف نشده ایم و تجاوزکار یستیم.))
استدلال امام چنان روشن است که حر بن یزید ریاحی فرمانده سپاه دشمن را منقلب می کند .امام در جواب حر که امام را به مرگ حتمی هشدار می دهد می فرمایند: (( به زودی می روم، مرگ برای جوانمرد ننگ نیست، وقتی انگیزه ای درست و نیک دارد و اگر مردم ملامت نمی شوم. برای تو خواری همین بس که بمانی به ننگ))
این کلام جان حر را شعله ور می کند.
امام حسین (ع) و یارانش به قتلگاه کربلا می روند، می رند تا حماسه عاشورا را بیافرینند، حماسه و انقلابی جوید که شعله هایش هیچگاه خاموش نخواهد شد.
امام می رود تا به رسالت خویش و سالت جدش رسول گرامی اسلام عمل کند.
واقعه عاشورا سرشار از مردانگی، شجاعت و زیبایی است.همانگونه که حضرت زینب (س) در جواب عبیدا... زیاد که به سرهای بریده ی شهیدان بر نیزه ها اشاره می کند می پرسد :
((کار خدا را باخاندانت چکونه دیدی؟ )) می فرمایند : (( ما رایت الا جمیلا!)) (( چیزی جر زیبایی ندیدم، شهادت برای آنها مقدور شده بود و آنها به قتلگاه خویش رفتند.))
خم که از دریا در او راهی بُوَد پیش او جیجون ها زانو زند
