تبليغاتX
بيگانه

Dear Edward please-email-me
سه شنبه دوم اسفند 1384 ساعت 23:38

 Edward and me 

این که کنار من ایستاده اسمش ادوارده.متصدی بخش موسیقی فرانسه که تو یه میوزیک شاپ بزرگ کار می کنه.ماجرای دوستی ما از اونجا شروع شد که من روزی سه بار یعنی صبح و ظهر و شب به میوزیک شاپ سر می زدم و یکراست هم به سراغ آلبوم های فرانســوی می رفتم و ادوارد به شک افتاده بود که نکنه من قصد دارم تمام آلبـوم ها رو همـونجا گوش کنم.برای همین پیش من اومد و گفت: هی رفیق می تونم کمکت کنم؟ و بعـد یکی یکی آلبوم ها رو مرور کرد و تقریبا تاریخچه موسیقی فرانسه رو ریخت بیرون.ازم پرسید که کجایی هستم. گفتم: ایرانی.

گفت: ایرانیا خرمهره های خوبی از چوب می سازن و به فیل علاقه دارن! گفتم: خوب فکر می کنم اونجایی که میگی هند باشه.گفت شما با چوب غذا نمی خورید؟ گفتم کجای چشمای من بادمیه که تو همچین فکری کردی؟ گفت: پس ایران کجاست؟ گفتم آمریکا رو میشناسی؟

گفت آره ، گفتم کانادا رو چی؟ گفت : آره گفتم اونا پونصد سال پیش کشور شدن و ایران  از دوهزار و پونصد سال پیش وجود داشته.گفت: منظورت اینه که  ایران به آمریکا نزدیکه؟ گفتم : ارتباطاتشون که خیلی تنگاتنگه، ولی مسیرشو پیاده نمیشه رفت.البته نگرانی از بابت وسیلش نیست.ممکنه به زودی تو این مسیر موشک استینگر و شهاب هم تردد کنه!!

نوشته شده توسط بیگانه | موضوع: | لینک ثابت |