تبليغاتX
بيگانه

عشق
پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 ساعت 1:39

یاد خدا آرام بخش قلبهاست.

عشق هرگز قادر به تملک نیست، عشق آزادی بخشیدن به دیگری است، عشق هدیه ای نامشروط است، عشق معامله نیست.(اوشو)

 

اگر هدیه الهی عاشق بودن وارد حریم قدرتمندتان گریده است خوشا به حالتان چرا که خداوند این احساس زیبا را فقط به کسانی هدیه می دهد که مورد توجه او هستند.

مگر نه اینکه زندگی فرصتی برای تعالی است، برای بودن، برای شکوفایی، تو نغمه ای در دل داری که باید بسرایی، مگر نه اینکه زندگی چالشی بزرگ برای شناختن خویشتن است و عشق یعنی خطر کردن، عشق یعنی رفتن از قله ای به قله دیگر.

صعود به جایی که کسی آنجا را فتح نکرده باشد، حرکت به سوی دریای نامکشوف، بی هیچ نقشه و راهنما.

عشق همین است، جاده ای طولانی با هزاران پیچ و خم غم انگیز اما پرهیجان.اما امروز تعجب از این است که چگونه با زیباترین احساس جهان برخورد می کنیم.از آن می گریزیم و همه فکر و ذکرمان وصال است و غافلیم که وصل،مرگ عشق است.خودمان را به آب و آتش می زنیم تا به وصال برسیم و غافلیم که لذتی که در هجر است قابل قیاس با وصل نخواهد بود.چرا که در هجر شوق دیدار است و در وصل ترس از جدایی.

رهایی اولین ستون عشق است. آزادی کامل و بی قید و شرط . محبوبتان را آزاد بگذارید، مگر نه اینکه قلبتان برای او می تپد،مگر نه اینکه وجودتان به امید آرامش او، زنده است.پس چه باک از این که یارتان لذت ببرد اگر عاشقید، رسم عاشق کشی را باید فرا گیرید.اجازه دهید نفس بکشد، بگذارید هر جا که دوست دارد برود و به خاطر داشته باشید که حتی قفسی از طلا برای پرنده قفس است و رسالت شما این است : پرواز یار در هر کوچه و پس کوچه زندگی.

عشق تجارت نیست، عاشق فقط می بخشد بدون هیچ حساب و کتاب و از این رهگذار لذت می برد.گدایی عشق رسم تازه کاران است.اگر موجودی در این جهان وجود دارد که از دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند، صدای قلبت آبرویت را به تاراج می برد، مهم این نیست که او مال تو باشد، مهم این است که فقط باشد، زندگی کند، لذت ببرد، نفس بکشد و دل تو از دیدنش سیراب شود و این یعنی همان عشق.

برگرفته از مجله موفقیت

نوشته شده توسط بیگانه | موضوع: | لینک ثابت |