تبليغاتX
بيگانه

He loves Speed
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 ساعت 18:18

He loves Speed

مثل اینکه باز هم مازیار پشت تلفن برای بهنام کری خوانده بود و بهنام هم که بدجور جوش آورده بود با ماشین جدیدش آمد دنبال من و بعدش هم رفتیم دنبال مازیار.

مازیار هم سوار شد و راه افتادیم.همه دعوا سر آن بود که مازیار به بهنام گفته بود مشاینت عمراً بیش از 200 تا برود.از بهنام پرسیدم : حالا کجا داریم میریم؟

-          اتوبان تهران قم.

-          اتوبان قم؟ اونجا چرا؟

-          پس می خوای بریم همت؟

-          جفتتون دیوونه اید.

عوارضی را که رد کردیم، من نگاهم به سرعت سنج بود که عقربه آن لحظه به لحظه بالاتر می رفت.

مازیار هم که روی صندلی عقب نشسته بود کمربند ایمنی را بست.

110 .... 120 .... 140 ......

از ضبط ماشین یک آهنگ تکنو (C.J. Stone - Infinity)با صدای بلند پخش می شد که من فقط از آن چیزی در مایه های Ҳ  می شنیدم.

150 .... 160.... 170 .....

دستم را به دستگیره در حلقه زدم.

مازیار سرش را از پنجره بیرون آورده بود و در حالی که باد موهایش را با خود می برد فریاد می کشید یوهوووووو.......

بهنام گفت : تابلوها رو برام بخون.

-          پیچ به سمت چپ ........ قم 80 کیلومتر.

-          نه خره، فقط پیچا رو بخون.

180.... 185 .....195

- پیچ به سمت ..... هی پسر این چی بود کنار جاده ........

- گندش در اومد .......

بهنام رو به مازیار کرد و گفت : عقبو یه نگاه بنداز ببن اومد دنبالمون.

-          اره داره میاد، گازشو بگیر برو، به گردمون هم نمی رسه.

به مازیار گفتم : چی می گی احمق، ماشینو توقیف می کنه!

الگانس همچنان تلاش می کرد که خودش را برساند.

به بهنام گفتم : خر نشو، بزن کنار.

بهنام سرعت را کم کرد.

حالا می شد صدای بلندگوی الگانس را شنید که می گفت :

راننده بی ام و ، با توام، متوقفش کن ......

نوشته شده توسط بیگانه | موضوع: | لینک ثابت |