

در یکی از سفرها هنگام بازگشت در فرودگاه ، پرواز تل آویو و تهران درست در یک ساعت و کنار هم افتاده بود.خلاصه اطرافمان پر شده بود از توریست های اسرائیلی.بار را که تحویل دادم و کارت پرواز گرفتم یکی از آنها همراه همسرش جلو آمد و در حالی که به آرم جمهوری اسلامی روی پاسپورتم اشاره می کرد گفت : ایران؟
من هم ناخوداگاه نگاهم به جلد پاسپورتش که در دستش بود افتاد.سلام کرد و بعد خودش و همسرش را معرفی کرد.گفت که کشاورز هستند و مزرعه بزرگی در اسرائل دارند. پرسیدم که در تل آویو زندگی می کند؟ و در جواب گفت که تل آویو اصلاً شهر بزرگ ما نیست و ما شهر های بهتری از آن داریم. پرسید که چرا دولت شما اینقدر با ما بد است.من برایش توضیح دادم که ما می بینیم که به مردم فلسطین ظلم می شود و دلیل این کارشان را پرسیدم.آنها توضیح دادند که زندگی برادرانه ای با عربها دارند و اینگونه نیست!!!!!
مثل اینکه چند روزی است که این زندگی برادرانه تر شده است!!