آیا دیستوربیا، سکوت بره های دیگرست؟
ایتدای دهه ی 90، فیلمی که در آن یک پزشک خونسرد با چهره ای یخ و مرموز دست به جنایاتی زنجیره ای می زد و بطور دلخراشی قربانیان خود را که همه زن بودند به قتل می رساند، موفق شد توجه همه را به خود جلب کند.حال این سوال پیش می آید که آیا دیستوربیا سکوت بره هایی دیگر است؟ آیا پسر جوان فیلم دیستوربیا همان نقش خطیر پلیس زن فیلم سکوت بره ها را در از بین بردن قاتل به عهده نگرفته؟ چهره ی سرد و بی روح جانی فیلم دیستوربیا، موضوع جنایات او که همان قتل های زنجیره ای زنان است، خانه ی مرموز و آلات جنایتی که در میان آنها وسائل پزشکی هم دیده می شود و صحنه های دلهره آور پایانی فیلم که با از بین رفتن قاتل به دست قهرمان فیلم ختم می شود آیا یادآور سکوت بره های سال 1991 نیست؟
اگر سکوت بره های جاناتان دمه در جایگاه خود فیلمی درخور توجه و قابل بحث بود و به شایستگی موفق به دریافت جایزه شد، آیا دیستوربیای دی جی کاروزو هم دارای چنین ويژگی ای است؟!
داستان محوری در فیلم در مقابل شخصیت پردازی در آن از مقولاتی مشخص است که هوشیارانه در فیلنامه بکارگرفته می شود.
سوال اینجاست که آیا این فیلم در عمق بخشیدن به شخصیت ها موفق عمل کرده و یا اساساً در فیلنامه ی خود چنین هدفی را دنبال نموده است؟! با مقایسه ی شخصیت دکتر هاپکینز در سکوت بره ها با هم نقش او در فیلم دیستوربیا، چه نتیجه ای می توان گرفت؟
BEAN VERSUS
One Friday afternoon while the spring was blooming, you decide to go and watch a movie, you see so many names on the board,, which make difficult choice for you. And all of a sudden, you see a familiar name “Mr. Bean” as this name is more than enough guarantee for plenty of laugh & pleasure.
The movie starts with winning a traveling ticket to South of
You may imagine Mr. Bean is insisting so much on using his tiny camcorder during his trip that sometimes seems too silly and finally make
He ends up in
Anyway, Mr. Bean’s holiday and its tiny camcorder seem to be a scenario versus
بین عیله کن
عصر یک روز تعطیل درحالیکه هنوز هوای بهاری لذت بخش است برای دیدن فیلم به سینما می روید.سر در سینما مانند سر در رستورانهای بزرگ پر است از اسامی رنگارنگی که انتخاب را برایتان مشکل می سازد.درحالیکه نام فیلمها را مرور می کنید؛ چشمتان به نامی آشنا می افتد."مستر بین" این نام برای آنکه ساعاتی خوش و پر از خنده را برایتان تضمین نماید کافیست.
این بار مستر بین در " تعطیلات آقای بین" ظاهر شده است.
فیلم با مراسم قرعه کشی که در آن بین یک دوربین کوچک فیلمبرداری و یک بلیط سفر به سواحل جنوب فرانسه برنده شده آغاز می شود.حاصل این خوش شانسی آقای بین، مصائب و حوادثی است که در دنباله ی فیلم برای او پیش می آید.
اصرار بین به استفاده از دوربین فیلمبرداری در طول سفر و انتخاب پلانها و سوژه هایی برای فیلمبرداری که گاهاً احمقانه به نظر می رسند سرانجام باعث تهییج و نشاط تماشاگرانی می شود که از جشنواره ی کن دچار کسالت شده اند.
مستر بین در این فیلم به جای ساحل دریا سر از کن در می آورد.
آیا این فیلم کنایه ای است به جشنواره ای هنری که ادعای تقابل با سینمای تجاری آمریکا (ضد هالیوود) را دارد و یا می خواهد با پیروزی یک فیلم آماتور که توسط شحصی ساده و تا حدی احمق تهیه شده بر فیلم یک کارگردان پر مدعا که بی رحمانه قطعاتی از بازی دختر زیبای فرانسوی را از فیلم خود حذف می کند، چیزی را بیان کند؟
به هر حال همانگونه که پیداست داستانِ فیلم "تعطیلات آقای بین" و نقش اساسی دوربین فیلمیرداری آماتوری او در آن، سنارییویی را تدارک می بینند به سمت شهر و جشنواره ی معروف کن و شاید به نوعی بر علیه آن!
دریا زیباست کافیست در یک روز نعطیل چتر آفتابگیر و صندلی پارچه ای کوچکی را که خریده ای روی دوشت بیندازی و بروی ساحل آنوقت روی ماسه های داغ خودت را میان آفتاب و بوی چرب روغن رها کنی. تابش آفتاب و دختران دریا احساس نوشته های کامو را برایت زنده خواهند کرد.
