تبليغاتX
بيگانه

عبور از پل
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ساعت 13:41

نوشته شده توسط بیگانه | موضوع: | لینک ثابت |
مایکل در ساحل
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ساعت 13:25

آرام و بدون آنکه جلب توجه ای کند توی ماشین نشسته و آدمها را نگاه می کند، شیشه های ماشین دودی است و تنها از شیشه ای که کمی پایین کشیده شده می توان داخل ماشین را دید.او روی صندلی جلو کنار راننده نشسته و یک بادیگارد سیاه روی صندلی عقب نیم خیز است.تنها یک لحظه هنگامی که از کنار اتومبیل می گذرم تا به محل کرایه ی قایقهای تفریحی در ساحل برسم می بینمش. ابتدا در ذهنم مرور می کنم که خدای من این چهره ای که دیدم چقدر آشناست،بعد چند قدمی که جلوتر می روم به خاطر می آورم.آنگاه برمی گردم تا دوباره از کنار ماشین بگذرم و یکبار دیگر او را ببینم. این بار چهره اش، آن پوست سفید و کشیده اش و آن بینی قالب ریزی شده اش پر از اضطراب است.مثل اینکه آرامشش را به هم زده ام. دلم می خواهد اسمش را صدا بزنم: مایکل…….

نوشته شده توسط بیگانه | موضوع: | لینک ثابت |
خواهران مسیحی
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ساعت 13:24

 خواهران باکره ی کلیسای سنت خوزه

نوشته شده توسط بیگانه | موضوع: | لینک ثابت |